کانون فرهنگی شهید احمد دهقانی

ولادت اردیبهشت1341 شهادت اردیبهشت1361-شلمچه/عملیات بیت المقدس

کانون فرهنگی شهید احمد دهقانی

ولادت اردیبهشت1341 شهادت اردیبهشت1361-شلمچه/عملیات بیت المقدس

کانون فرهنگی شهید احمد دهقانی

بإسمک الأعظم
بیادبرادرشهیدو پدر و مادر عزیزم که خداوندآنان را با قرآن وعترت علیهم السلام محشورفرماید(شهادت1361) (وفات1391و1392) پویاشهر(روستای پوده)

کلمات کلیدی

در نماز سهل‌انگاری نکند همت گمارید

به این‌که حتی یک نفر از جوانان و نوجوانان کشور

چرا امام هشتم را «غریب الغربا» می‌نامند؟

احب الله من احب حسینا

مجموعه پوسترهای «عزت حسینی»

مشکلات را حل می کند

مداومت بر این عمل

یوم الترویه (روز ترویه)

حکمت تکرار نماز از زبان آیة الله بهجت(ره)

فرهیخته‌ای از دانشگاه جنگ

برکات و آداب‌ مهمانی‌

عید فطر روز پیروزى بر طاغوت نفس

درس اخلاق ماه مبارک رمضان 1436- معرفت نفس

در سوگ چمران+عکس

آمادگی برای ورود به میهمان سرای الهی

یادی از دوست

مسکن قوی و آرامش بخش روح!

به خدا قسم که این پیامبر است!

مناجاتی که هر کس بخواند به جایی می رسد !

اگر مقامات معنوی می خواهیم مناجات شعبانیه بخوانیم!

صفات و کرامات امام کاظم علیه السلام

بخشى از اخلاق

ذکری که این روزها زیاد باید بگوییم!

خاطره ای عجیب از علامه حسن زاده آملی

دعاها و اذکار هنگام شنیدن اذان!

3توصیه ارزشمند آیت الله کوهستانی(ره)!

فاطمه علیها السلام ستاره درخشان عالم بشریّت

زندگینامه اجمالی ام البنین سلام الله علیها

مقام معنوی زهرای اطهر علیها السلام

پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۴

یادی از دوست

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۰۱ ق.ظ
بإسمک الأعظم

  

شهیدحجت الاسلام و المسلین سید محمدرضا سعیدی از فضلای حوزه علمیه قم بود و از دوستان دیرین ما، سال ها در آبادان به اتفاق آقایان مکارم، خزعلی، سبحانی و دیگر دوستان اهل علم،‌ منبر می رفتیم. از قم با هم حرکت می کردیم و باز کم و بیش با هم برمی گشتیم. یک بار پیش از نهضت روحانیت در « خسروآباد » آبادان بر اثر انتقاد ار رژیم دستگیر شد که با اقدامات حجت الاسلام و المسلمین قائمی، روحانی معروف آبادان، سرتیپ صور اسرافیل، فرماندار نظامی را ملاقات کردیم و ضمن معرفی او که از فضلای محترم حوزه علمیه است، توانستیم آزادش کنیم. شهید سعیدی، روحانی متصلب،‌متعهد، درس خوانده و خدمتگزار صمیمی اسلام بود. در میان صدها شاگرد فاضل امام خمینی، مشهور و از شاگردان مرحوم آیت الله بروجردی نیز بود و دروس هر دو مرجع عالی قدر را می نوشت. او واقعا به امام خمینی عشق می ورزید. از کسانی بود که در درس اصول معظم له زیاد اشکال می کرد و عادت داشت که اشکال را دنبال می نمود. روزی ضمن دنبال کردن اشکال، امام خمینی فرمودند: « آقای سعیدی! من دارم اذیت می شوم». مرحوم سعیدی هم ساکت شد و دیگر هرگز ندیدم اشکال کند. روزی در درس امام خمینی، پهلوی او نشسته بودم. پرسیدم: « آقای سعیدی! مدتی است که دیگر اشکال نمی کنی و ساکتی ». گفت: « دیدم حاج آقا ( آن موقع فضلای حوزه به امام خمینی، حاج آقا می گفتند )از دنبال کردن اشکال من اذیت می شود. حال که چنین است، ناراحتی آقا را نمی خواهم و دیگر بنا دارم اشکال نکنم».
شهید سعیدی در سال های آخر اقامت در قم برای سخنرانی ایام محرم و صفر و ماه مبارک رمضان به کویت دعوت می شد. من و سایر دوستان فاضل آقای خزعلی، آقای نصرالهی، آیت الله وحید خراسانی نیز هر کدام در حسینیه شیعیان ایرانی مخصوص به خودمان دعوت بودیم و به انجام وظایف تبلیغی اشتغال داشتیم.
در جریان قیام 15 خرداد ( 12 محرم ) و بازداشت امام خمینی، ما در کویت بودیم. چون من قبل از همه به وسیله رادیو و نقداسدالله علم، نخست وزیر وقت، از ماجرای بازداشت امام خمینی اطلاع یافتم، تلفن کردم و به آقایان نام برده اطلاع دادم و همگی اجتماع کردیم که تکلیف ما در کویت چیست؟ پس از مدتی مذاکره، بنا گذاشتیم اولا نامه هائی به حضرت آیت الله خوئی و مرحوم آیت الله حکیم بنویسیم و از آقایان بخواهیم نسبت به سرنوشت امام خمینی، اقدام عاجل به عمل آورند تا خدای نکرده خطری متوجه معظم له نشود و ثانیا هر کدام در ضمن سخنان خود در منبر افشاگری کنیم و آن چه را در ایران می گذرد تا آن جا که امکان دارد، به اطلاع مردم برسانیم.
ساواک در کویت و شیخ نشین های خلیج فارس فعالیت چشم گیری داشت. شاید از داخل کشور بیشتر! فارت های ایران، لانه جاسوسی شاه و پایگاه ساواک بود. تمام ایرانی ها را به دقت زیر نظر داشتند، به خصوص روحانیون ایرانی و بالاخص اهل منبر و مجالس سخنرانی را.
به هر حال مرحوم سعیدی در حسینیه خودش، واقع در « فحیحیل » در شش فرسخی کویت، چنان رژیم را به باد انتقاد گرفت که همه یقین داشتیم به مجرد ورود به ایران دستگیر می شود. خود او هم که این را می دانست، پس از ماه صفر به ایر ان برنگشت و در همان کویت ماند. من در قم به خانواده اش اطلاع دادم که تا روشن شدن اوضاع ناچار است در کویت ر منزل حجت الاسلام و المسلمین مهری، روحانی مجاهد کویت ( نماینده امام خمینی در کویت )، بماند. ماه رمضان که به کویت رفتم، مرحوم سعیدی در بدو ورود به اتفاق آقای مهری به دیدنم آمدند و قبل از هر چیز از سلامتی امام خمینی سوال کردند.
پس از ماه رمضان، شهید سعیدی باز هم در کویت ماند. محرم سال 1384 هجری که باز به کویت رفتم،‌مرحوم سعیدی به ملاقاتم آمد و از جریان آزادی امام خمینی و مراسم استقبال پرشکوه از معظم له و جشن ها و شادمانی ها سوال کرد و از شنیدن توضیحات من به وجد آمد که امام خمینی آزاد شده است و پس از ماه صفر با لباس مبدل به ایران بازگشت و به قم آمد. ساواک هم چون کار او در کویت، مشمول مرور زمان شده بود،‌دنبال نکرد.
پس از انتقال امام خمینی از ترکیه به نجف اشرف، شهید سعیدی به عتبات رفت و به خدمت امام خمینی رسید. در نجف هم بیکار نبود و برای مراجعت امام به ایران به هر کاری دست زد. در بازگشت به ایران هم در جلسات متعدد که نویسنده هم حضور داشت، بیش از همه جوش و خروش نشان می داد، به دیدن آقایان مراجع که می رفت،‌نمی توانست جلوی احساسات خود را بگیرد. در جلسات مدرسین هم گاهی به خاطر تبعید امام خمینی و ناراحتی ناشی از آن چنان منقلب می شد که گوئی از حال طبیعی خارج شده است. شهید سعیدی واقعا عاشق امام بود. این را همه فضلای حوزه می دانستند. در آبان ماه سال 1345 به تهران آمد و در مسجد موسی بن جعفر علیه السلام واقع در خیابان غیاثی تهران به امامت پرداخت. جلساتی برای مرد و زن و دختران و جوانان تاسیس کرد و همه را در مسیر حرکت انقلابی امام خمینی قرار می داد. بسیاری از رزمندگان منطقه خیابان خراسان، دست پروردگان او بودند که در سال های بعد یا به زندان افتادند یا در جریان انقلاب شهید شدند و یا هنوز در قید حیاتند و حرکت انقلابی خود را حفظ کرده و ادامه می دهند. در تهران دوبار به زندان افتاد. یک بار در شب شهادت شهید سید کاظم قریشی که برای او مجلس ختم گرفته بود، دستگیر و دو ماه و نیم زندانی شد. بار دوم به واسطه اعلامیه ای بود که بر ضد سر مایه داران آمریکائی نوشت و پخش کرد و در روز 11 خرداد 1349 دستگیر و بر اثر شکنجه های وارده،‌ده روز بعد،‌یعنی در شب 21 خرداد در زندان قزل قلعه شهید شد.
شهادت مرحوم سعیدی واکنش وسیعی یافت. در تهران و قم مجالس زیادی برای او منعقد ساختند. مرحوم آیت الله طالقانی و دکتر عباس شیبانی که در مجلس ختم او در مسجد خودش شرکت کردند و سخن گفتند، دستگیر و زندانی شدند. در قم نیز مجلس ختم مفصلی در مدرسه فیضیه برگزار شد و حوزه علمیه برایش به سوگ نشست. مدفن او مدت ها مرکز تجمع مرد و زن مجاور و مسافر شهر مذهبی قم بود که بر مزارش گریه و زاری و عمال رژیم را لعن و نفرین می کردند. از شهید سعیدی، روحانی داانشمند مجاهد، 4 دختر و 5 پسر به جامانده که از فضلای حوزه علمیه قم هستند. ادام الله توفیقاتهم.
* برگرفته از جلد سوم کتاب نهضت رو حانیون
منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 32
راسخون
نویسنده:مرحوم حجت الاسلام علی دوانی

  • ۹۴/۰۳/۲۰
  • کانون فرهنگی شهید احمد دهقانی

یادی از دوست

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی