یوم الترویه (روز ترویه)
سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۴۵ ق.ظ
بإسمک الأعظم

هشتم ذی الحجه، روز ترویه، نهم، روز عرفه و دهم عید قربان است. ترویه یعنی دیدن، نه هر دیدنی. دیدنی از روی اندیشه که انسان را سیراب می کند: یعنی شهود قلبی؛ دیدن این حقیقت است که معبودی جز او نیست. "وحده لا شریک له" این شهود قلبی؛ ما و شما را به عرفان و شناحت حق می کشاندکه منزلی بس والاتر است. و با خدا عارفانه و عاشقانه سخن می گوییم که امام حسین- علیه السلام- در دعای عرفه. اما سالک راه خدا را منزلی والاتر نیز است و آن شوق تقرب است که آخر الامر، عاشق سرگشته را در می یابد و خود را در قربانگاه وصال قربانی می کند و این فنای عبد است . آنکه در محضر دوست فانی شد، به دوست بقاء می یابد. " وکل من علیها فان * و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام" (الرحمن: 27-26) سؤال: در متون دینی بر خودشناسی تأکید شده منظور از خودشناسی چیست خود جسمانی است، خود روحانی یا هر دو؟ در ضمن چگونه می توان خود را شناخت؟ جواب: مراد از خودشناسی، شناخت خود واقعی انسان یا همان روح انسانی است که گوهری و حقیقتی ورای ماده و فوق آن و وجودی مجرد و فراتر از جسم و جسمانیات است و سایه ای از وجود حق تعالی و خداوند متعال است و بهترین و آسان ترین راه شناخت خداوند است و روایت مشهور: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هر که خود را بشناسد، خدایش را شناخته است» بر این مطلب دلالت دارد. برای شناخت خود، باید انسان در دو وادی سیر و گردش کند: 1- وادی و قلمرو نظر و فکر و اندیشه: برهان های فراوانی توسط بزرگان فلسفه و عرفان درباره تجرد نفس بیان گردیده است که می توانید به این کتاب های مربوطه مراجعه کنید (مثل دروس معرفت نفس، استاد علامه حسن زاده آملی و مقالات استاد محمد شجاعی، ج 1). انسان با تأمل کوچکی می تواند بفهمد که حقیقت او غیر از بدن اوست. حقیقت انسان همان چیزی است که از وقتی خود را شناخته با کلمه «من» به آن اشاره می کرده و پس از گذشت سال ها و سپری شدن ایام کودکی و نوجوانی و جوانی و پیری باز آن حقیقت را می یابد و با همان کلمه «من» از آن تعبیر می کند با این که بدن و جسم او دستخوش تغییرات فراوانی گشته و اگر حقیقت انسان، جسم و بدن او می بود و منظور از «من» همان جسم او بود باید من کودکی غیر از من نوجوانی و این دو غیر از من جوانی و همه اینها غیر از من زمان پیری باشد. انسان حتی بدن و اعضای بدنش را به آن حقیقتش نسبت می دهد و مثلا می گوید: بدن من، دست من، چشم من و روشن است پس باید بدن چیزی و «من» چیزی دیگری باشد تا بتوان بدن را به من نسبت داد. پس یکی از راه های خودشناسی غور و اندیشه و مطالعه و استدلال و برهان است. 2- وادی عمل و شناخت عملی: تهذیب نفس و عبادت خالصانه و توجه و ذکر مستمر و مراقبه و مواظبت بر اعمال و کردار در خودشناسی و معرفت نفس و حقیقت انسانی مؤثر همچنین کاستن از خوراک و خوابیدن و جنبه حیوانیت و تقویت جنبه معنویت و روحانیت و جلوگیری از پراکندگی و تفرقه خاطر و تمرکز بر یاد و ذکر و مراقبه حق و استمرار و دوام آن و فاصله گرفتن از اهل هوا و هوس و گناه و نداشتن ارتباط و تماس بیش از حد نیاز با افراد جامعه و نپرداختن بیش از حد ضرورت به کارهای دنیوی کلید شناخت خود و معرفت نفس است که ثمره آن شناخت پروردگار است. البته این کاری دقیق و طولانی است و پس از سال ها بندگی و عبادت و عمل به دستورات الهی و مراقبت و مواظبت حاصل می گردد. و نخستین قدم آن مراقبت شدید است که به هیچ وجه به گناه آلوده نشویم و اگر آلوده شدیم سریعا و با توجه و از روی صدق توبه کنیم.

هشتم ذی الحجه، روز ترویه، نهم، روز عرفه و دهم عید قربان است. ترویه یعنی دیدن، نه هر دیدنی. دیدنی از روی اندیشه که انسان را سیراب می کند: یعنی شهود قلبی؛ دیدن این حقیقت است که معبودی جز او نیست. "وحده لا شریک له" این شهود قلبی؛ ما و شما را به عرفان و شناحت حق می کشاندکه منزلی بس والاتر است. و با خدا عارفانه و عاشقانه سخن می گوییم که امام حسین- علیه السلام- در دعای عرفه. اما سالک راه خدا را منزلی والاتر نیز است و آن شوق تقرب است که آخر الامر، عاشق سرگشته را در می یابد و خود را در قربانگاه وصال قربانی می کند و این فنای عبد است . آنکه در محضر دوست فانی شد، به دوست بقاء می یابد. " وکل من علیها فان * و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام" (الرحمن: 27-26) سؤال: در متون دینی بر خودشناسی تأکید شده منظور از خودشناسی چیست خود جسمانی است، خود روحانی یا هر دو؟ در ضمن چگونه می توان خود را شناخت؟ جواب: مراد از خودشناسی، شناخت خود واقعی انسان یا همان روح انسانی است که گوهری و حقیقتی ورای ماده و فوق آن و وجودی مجرد و فراتر از جسم و جسمانیات است و سایه ای از وجود حق تعالی و خداوند متعال است و بهترین و آسان ترین راه شناخت خداوند است و روایت مشهور: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هر که خود را بشناسد، خدایش را شناخته است» بر این مطلب دلالت دارد. برای شناخت خود، باید انسان در دو وادی سیر و گردش کند: 1- وادی و قلمرو نظر و فکر و اندیشه: برهان های فراوانی توسط بزرگان فلسفه و عرفان درباره تجرد نفس بیان گردیده است که می توانید به این کتاب های مربوطه مراجعه کنید (مثل دروس معرفت نفس، استاد علامه حسن زاده آملی و مقالات استاد محمد شجاعی، ج 1). انسان با تأمل کوچکی می تواند بفهمد که حقیقت او غیر از بدن اوست. حقیقت انسان همان چیزی است که از وقتی خود را شناخته با کلمه «من» به آن اشاره می کرده و پس از گذشت سال ها و سپری شدن ایام کودکی و نوجوانی و جوانی و پیری باز آن حقیقت را می یابد و با همان کلمه «من» از آن تعبیر می کند با این که بدن و جسم او دستخوش تغییرات فراوانی گشته و اگر حقیقت انسان، جسم و بدن او می بود و منظور از «من» همان جسم او بود باید من کودکی غیر از من نوجوانی و این دو غیر از من جوانی و همه اینها غیر از من زمان پیری باشد. انسان حتی بدن و اعضای بدنش را به آن حقیقتش نسبت می دهد و مثلا می گوید: بدن من، دست من، چشم من و روشن است پس باید بدن چیزی و «من» چیزی دیگری باشد تا بتوان بدن را به من نسبت داد. پس یکی از راه های خودشناسی غور و اندیشه و مطالعه و استدلال و برهان است. 2- وادی عمل و شناخت عملی: تهذیب نفس و عبادت خالصانه و توجه و ذکر مستمر و مراقبه و مواظبت بر اعمال و کردار در خودشناسی و معرفت نفس و حقیقت انسانی مؤثر همچنین کاستن از خوراک و خوابیدن و جنبه حیوانیت و تقویت جنبه معنویت و روحانیت و جلوگیری از پراکندگی و تفرقه خاطر و تمرکز بر یاد و ذکر و مراقبه حق و استمرار و دوام آن و فاصله گرفتن از اهل هوا و هوس و گناه و نداشتن ارتباط و تماس بیش از حد نیاز با افراد جامعه و نپرداختن بیش از حد ضرورت به کارهای دنیوی کلید شناخت خود و معرفت نفس است که ثمره آن شناخت پروردگار است. البته این کاری دقیق و طولانی است و پس از سال ها بندگی و عبادت و عمل به دستورات الهی و مراقبت و مواظبت حاصل می گردد. و نخستین قدم آن مراقبت شدید است که به هیچ وجه به گناه آلوده نشویم و اگر آلوده شدیم سریعا و با توجه و از روی صدق توبه کنیم.
۹۴/۰۶/۳۱